|
ايران: درباره حضرت آيتالله بهجت البته سخن فراوان گفته شده است، اما براي مخاطبين بهدنبال ناگفتهها رفتيم. دكتر محمدعلي مجد فقيهي از جمله افرادي است كه به سبب همراهي پدر بزرگوارش با اين مرجع تقليد، خاطرات ناگفتني زياد دارد. در اين ميان به مقتضاي فرصت اندك ما و تألم خاطر وي، از گنجينه خاطراتش خوشههايي چيدهايم:

ايشان ابعاد بسياري داشتند كه بسياري از آنها شناخته شده نيست. در مسائل سياسي و در زمينه بحث انقلاب هم برخي آقايان كه خدمتشان ميرسيدند را ارشاد ميكردند. اينگونه كه من شنيدم مرحوم امام قبل از فوتشان به آيتالله خامنهاي گفته بودند كه با آيتالله بهجت يك تماسي بگيريد، كه ايشان به دليل برخي مشغلههاي كاري آقاي دكتر ولايتي را فرستاده بودند. در اين ديدار آيتالله بهجت به ايشان پيغام ميدهند كه بزودي امام فوت ميكنند و شما رهبر كشور ميشويد. يعني خبري داده بودند از اتفاقي كه يكي دو ماه ديگر قرار بوده است بيفتد، من اين حد ميدانم كه مقام معظم رهبري هم بعد از رهبري يك ملاقاتي با آيتالله بهجت داشتند و ايشان هم يك نامهاي را برايشان نوشته بودند كه اخلاقي و عرفاني بوده كه مورد توجه ويژه ايشان قرار ميگيرد. خود مرحوم امام هم يك نگاه ويژهاي به آيتالله بهجت داشتند. يكي از اساتيد كه همدرس حاج آقا مصطفي بودند براي من از قول ايشان نقل كردند كه امام در قم در ميان علمايي كه هستند يك نگاه ويژه و اعتقاد ويژهاي به آيتالله بهجت داشتند. حتي وقتي امام كسالتي پيدا كردند و به تهران منتقل شدند، پيغام ميدادند كه به آيتالله بهجت التماس دعا بگوييد كه شنيدم آيتالله بهجت هم آن شب تا به صبح بيدار بودند و براي امام دعا كرده بودند.
ايشان خيلي اهل زهد بودند، لباسشان و غذايشان و مسكنشان و... يك شكل حداقلي داشت. ايشان در مصرف وجوهات خيلي احتياط ميكردند. من خبر داشتم در منزل قبلي ايشان يك كار مختصري كرده بودند كه در نگاه ايشان تجملي آمده بود. خيلي ناراحت شده بودند و اجازه نداده بودند كه از وجوهات در اين زمينه هزينه شود.
ايشان حافظه خيلي قوي هم داشتند و با دقت ويژه پاسخ ميدادند.
در زمينه عرفان هم ايشان شاگرد مرحوم قاضي بودند و براي خودشان سير و سلوكي نيز داشتند. در عين حالي كه عرفان نظري و فلسفه و... را نيز خوانده بودند اما از آنها متأثر نبودند و در مشي عرفاني و سلوك، متأثر از آيات و روايات بودند. ايشان چون مجتهد هم بودند، استنباطهايي نيز در زمينههاي عرفاني داشتند و توصيه ميكردند. اگر هم كسي از ايشان دستوري ميخواست، اطاعت از خدا و ترك گناه را توصيه ميكردند.
ايشان مكاشفات و ارتباطاتي هم داشتند. بيست و چند سال پيش بود، من همين طور كه در راه ميرفتم خدمت ايشان در موضوعي مردد بودم كه انجام بدهم يا ندهم يا نكنم، ايشان رو كردند به من و گفتند آقاجان! آدم دري را كه نميداند اگر باز كند پشتش چه خبر هست و جهنمي ميشود يا بهشتي، باز نميكند. يعني بدون آنكه من كلامي بگويم گفتند در اين امر كه مردد هستي اقدامي نكن تا موضوع برايت روشن شود.
ايشان نسبت به امام زمان هم يك ارادت ويژهاي داشتند، مثلاً يكبار بين ايشان و يكي از دوستان عارفشان كه از بستگان ما هستند، ملاقاتي در كوچه رخ ميدهد و آيتالله بهجت به ايشان گفته بودند كه دعا كنيد ما آن روز را (روز مبارك ظهور) درك كنيم. ايشان عميقاً آرزوي ديدار روز ظهور را داشتند.
|